سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

612

تاريخ ايران ( فارسى )

اين جنگ هولناك خاتمه پيدا كرده و فتح نصيب روميان گرديد . تلفات ايرانيان خيلى زياد بود ، بليزاريوس به همين اندازه كه فاتح درآمده اكتفا كرد و از دنبال كردن فراريان صرفنظر نمود . اين جنگ اهميت فراوان دارد ، چه آن نشان ميدهد كه لژيون‌هاى روم چگونه نسبت به پيش ضعيف شده و چطور لشكريان ايران در فنون جنگى پيشرفت كرده‌اند و الحق در هيچيك از جنگهاى سابق ، ايرانيان در جنگ تن‌به‌تن بدين نظم و ترتيب و اطاعت نظامى پيكار نكرده‌اند و اگر ماساژت‌هاى تازه نفس نميشدند ، روميان با همهء اينكه موقع جنگى آنها خوب بود و وضع آن به حال قشون كاملا مناسبت داشت باز شكست ميديدند ، البته اين ممكن است كه اگر اين ميدان مثل جنگ كاره با تيراندازان سواره تنظيم يافته بود ، بدون اينكه بهم نزديك شده و بجنگ تن‌به‌تن منتهى بشود روميان شكست ميخوردند و اينرا هم بايد در نظر داشت كه عدهء سپاه ايران دوبرابر عدهء روميان بوده است . روميان در ارمنستان نيز لشكر ايران را شكست دادند . در آنوقت قباد بقدرى پير بود كه نميتوانست خود شخصا فرماندهى قشون را به عهده گرفته در ميدان جنگ حاضر شود ، معلوم است كه از اين پيش‌آمد ناگوار تا چه اندازه به او سخت گذشته است . سال 529 اهميتى كه دارد فقط از اينجاست كه ساراسن‌هاى وحشى يعنى اعراب صحرانورد تحت قيادت منذر پادشاه « 1 » حيره بشام هجوم برده تا انطاكيه را به باد تاراج دادند و چهارصد راهبه را او براى رب النوع العزى ( ستارهء زهره ) به وضع خونين و دهشتاكى قربانى نمود و اين واقعه بايد در آنزمان يك وحشت و اضطراب فوق العاده‌اى در دنياى مسيحيت ايجاد كرده باشد . در سال 531 دولت ايران بعذر اينكه مذاكرات صلح با روم بىنتيجه مانده با اعراب ساراسن تحت منذر براى حملهء بشام اتحاد كرد و بالاخره متحدين بشام حمله

--> ( 1 ) - رجوع كنيد بكتاب « تاريخ ادبى اعراب » تأليف آ . نيكلسون صفحهء 38 كه در آنجا شرح قضيه و قيام اين دولت نگارش يافته است و نيز رجوع شود بفصل‌هاى 42 و 44 كتاب حاضر ( مؤلف ) .